سيد صادق سجادى
124
تاريخ برمكيان ( فارسى )
دوختهاند دانسته « 1 » ؛ و بعضى شاعران هم وزيران و اميران ممدوح خود را سخىتر از برمكيان خواندهاند « 2 » . 2 - برمكيان در ادبيات فارسى و عربى الف - برمكيان در ادب عربى برمكيان اديب و ادبپرور علاوه بر آنكه خود با عطاياى كرامند و حمايتهاى بىدريغ ، گويندگان و نويسندگان را به دستگاه خود جلب مىكردند ، آن پايگاه اجتماعى و سياسى ، و هم سخاوت و وجاهت و بزرگىشان به گونهاى بود كه شاعران و نويسندگان از خرد و كلان در ملازمت ايشان و ستايش فضايل و مكارمشان از يكديگر پيشى مىجستند . چندانكه بخش مهمى از ادبيات منظوم و منثور عربى در سدهء دوم هجرى به برمكيان اختصاص يافت . ادبيات منثور اعم است از كتب تاريخ و رجال و سير و اخلاق يا آثارى كه بطور خاص زير عنوان ادب مىگنجد و از آن ميان مىتوان به زهر الآداب « 3 » ؛ ثمار القلوب « 4 » ؛ الاغانى « 5 » ؛ عقد الفريد « 6 » ؛ العيون « 7 » ؛ البيان و التبيين « 8 » ؛ المستجاد من فعلات الاجواد « 9 » اشاره كرد . در همه اين آثار ذكر فضايل اخلاقى برمكيان ، مضمون اصلى مطالبى است كه دربارهء آنان آمده و البته پيداست كه از مبالغهء شاعرانه و ادبى خالى نيست . چنان كه ابو نواس ، مقام و هم فضايل ايشان را چنان ديده كه گويى پروردگار ، تمام جهان و جهانيان را در شخص فضل برمكى جمع آورده است : ليس على اللّه بمستنكر * ان يجمع العالم فى واحد « 10 » همو در جاى ديگر شبنم را بندهء يحيى خوانده ؛ بندهاى كه پشت در پشت در خاندان
--> ( 1 ) . مثلا : تنوخى ، نشوار ، 1 / 16 - 17 . ( 2 ) . همو ، 1 / 18 - 19 . ( 3 ) . حصرى قيروانى ، 1 / 303 ، 319 ، 364 - 365 . ( 4 ) . ثعالبى نيشابورى ، 160 - 161 ؛ چ مصر . ( 5 ) . ابو الفرج ، 3 / 65 ، 66 - 69 ، 77 ، 85 - 86 ، 95 - 96 ، 104 . ( 6 ) . ابن عبد ربه ، 1 / 268 ، 5 / 60 - 70 . ( 7 ) . ابن قتيبه ، 1 / 273 . ( 8 ) . جاحظ ، 3 / 549 . ( 9 ) . تنوخى ، المستجاد ، 92 ، 114 ، 135 . تمام صفحات بالا براى مثال انتخاب شده است . ( 10 ) . جاويد ، « نفوذ برمكيان » ، 218 .